ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

424

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

اين آثار با او باشد خوفش صادق است ، يعنى به خوف حقيقى رسيده است . امير مؤمنان - صلوات اللَّه عليه - فرمود : « إيّاكم و الكذب ، فانّ كلّ راج طالب ، و كلّ خائف هارب ( 1 ) » « از دروغ بپرهيزيد ، زيرا هر اميدوارى به دنبال مطلوب خود است ، و هر بيمناكى [ از چيزى كه مىترسد ] گريزان است » . يعنى هر كه به چيزى اميد دارد ، در طلب آن و تحصيل اسباب آن مىكوشد و شما اين گونه نيستيد ، و هر كه از چيزى ترس دارد از آنچه او را به بيم نزديك مىكند گريزان است ، و شما چنين نيستيد . و اين سخن همانند گفتار اوست در نهج البلاغة : « كذب و اللَّه العظيم ما باله لا يتبيّن رجاؤه في عمله و كلّ من رجا عرف رجاؤه إلا رجاء اللَّه ، فانّه مدخول ، و كلّ خوف محقّق إلا خوف اللَّه ، فانّه معلول ( 2 ) . . . » . « سوگند به خداى بزرگ كه دروغ مىگويد چگونه است حال او كه اميدواريش به خداوند در عملش نمايان نيست ، هر كه به چيزى اميدوار است اميد او [ از عملش ] شناخته مىشود مگر اميد به خدا كه خالص نباشد ، و هر ترسى [ آثارش ] مسلَّم است مگر ترس از خدا كه سست و نا استوار باشد . . . » . امّا چون دروغ در موارد مذكور به عدم باز مىگردد ( چنان كه دروغ در ايمان ، يعنى بىايمانى و دروغ در خوف ، يعنى ترس نداشتن و . . . ) بنابراين رذيله اى است كه در هر مورد به قوه اى متعلَّق است كه فضيلتش نيز به آن متعلَّق است . از آنچه گفته شد آشكار است كه : كسى كه ايمان دارد يعنى به شهادتين اقرار مىكند و در عين حال فاقد حقيقت ايمان است ، يعنى يقين قطعى به وجود مبدأ و معاد ، يا به لوازم و غايات آن ، يعنى ترس راستين از خداى تعالى و تعظيم حقيقى او و كوشش كافى در فرمان بردن از اوامر و نواهى او ندارد ، در ادعاى ايمان دروغگوست .

--> ( 1 ) اين روايت را با » اصول كافى « : باب كذب ، و با » بحار « 3 مج 15 - 39 ، باب كذب تصحيح كرديم . . ( 2 ) اين سخن در » وافى « : 3 - 409 ، باب كذب ، و در » بحار « 3 مج 15 - 35 روايت شده ، و چنان كه علامهء مجلسى تصريح كرده از » نهج البلاغة « نقل شده است . .